وَلِلَّـهِ جُنُود

طوفان که آمد،ناخدا زمزمه کرد: هُوَ الَّذِی... پس تا ساحل ذکرمان همین است؛

وَلِلَّـهِ جُنُود

طوفان که آمد،ناخدا زمزمه کرد: هُوَ الَّذِی... پس تا ساحل ذکرمان همین است؛

مصطفی عیوضی- دانشجوی مهندسی برق دانشگاه تهران/ فعال در بسیج دانشجویی و حوزه رسانه
«تلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ»


در این مقاله،سعیمان بر آنست از موضوعی سخن بگوییم که کمتر به آن توجه میشود.بی مقدمه باید گفت غرضمان پرداختن به مقوله "فرهنگ سیاسی جامعه ایران" است.
فرهنگ سیاسی بیمار
از زمانی که خودمان را شناختیم اعتقادی همراهمان بوده است که اراده خیلی هایمان را شکست داده و خیلی هایمان از آن میترسیم اما به روی خود نمی آوریم هیچ! بلکه با توجیهات القاء شده ی رایج در تاریخ معاصرمان که حتی بعضی علما را نیز گول زده،سر خودمان را در قبالش شیره میمالیم و از کنارش رد میشویم...انگار نه انگار! و آن اعتقاد همان اعتقادی است که جملات زیر را بروز میدهد:
 " ما را به سیاست چه کار! " ، "سیاست پدر و مادر ندارد " ، "سیاسیون به دنبال منافع و پول خودشان هستند و به ما ها چکار دارند...آن ها فقط از ما سوء استفاده میکنند "،" من از این چیز ها سر در نمی آورم! " و ....
اما به شما عرض خواهم کرد که این اعتقاد، یک بیماری فرهنگی است؛ بیماری ای ویروسی که برایمان ساخته اند و نشر داده اند و متاسفانه مسری هم هست.و تاسف بالاتر آنکه بنظر من این دست بیماری ها مانند فلج اطفال است! و اراده فرد را در زمینه های وسیعی از تصمیم گیری هایی که حیات و عملکرد فرد را تحت الشعاع قرار میدهد سلب میکند، پس این بیماری نیازمند یک واکسیناسیون عمومی است اما احتمالا محققان انقلابی نتوانسته اند واکسنش را بسازند تا آنجا که واکسن منظور که همان  تبیین «فرهنگ  سیاسی صحیح» است بعضا دیده شده که از خارج وارد میشود و متاسفانه دچار عوارض است! ( اشاره به کتب ترجمه ای و کتب نویسندگان غرب زده درباره موضوع)
کی بیمار شدیم؟

کی بیمار شدیم؟

وقتی فرهنگ غنی ملی مان دستخوش نفوذ بیگانگان شد، وقتی ادب فارسی جای خود را به بی فرهنگی عاریه ای قاجاریه داد ، وقتی مرام دینی (که مهم ترین اصل استقلال هر فرد است) در دوران پهلوی ذبح شد و وقتی پدربزرگ مادر بزرگ های خودمان در آن هوا تنفس کردند باید اذعان کنیم که دوران امروز خالی نیست از آن هوا، خالی نیست از اعتقادات بی اندیشه، خالی نیست از ضرب المثل های جنایت کار!
در زندگی روزمره، بنا به شرایط و المان های گوناگون ممکن است هر انسانی در زمینه هایی دچار ضعف باشد.برای مثال ممکن است فردی از کودکی بیماری خاصی  داشته باشد و یا فرد دیگری بر حسب تربیت خانوادگی خود از چیز هایی که برایش مفید است دوری کند.به طور مثال بچه ای را فرض کنید که در محیطی رشد یافته که او را از کار های بزرگ منع میکنند؛ مثلا زمانی که کودک میگوید میخواهد در آینده خلبان بشود، خانواده و یا اطرافیانی که تاثیرگذار او هستند با حالتی مأیوسانه او را حتی از رویا های کودکی اش بازمیدارند و عملا قوه آرمانگرای وی را بدون رشد رها میکنند. در واقع منظور ما  بعضی خصایص و روحیات مثبت است که فرد مورد نظر در قبال آنها دچار ضعف است.چرا؟ معمول آنست که این دست پیشامد ها بنا به شرایط فرهنگی ای هر فرد تجربه کرده و از آن اثر پذیرفته است، رخ میدهد.همانطور که مثال زدیم فرض کنید کودکی باشید و هر روز پدر بزرگ شما ضرب المثلی مانند: "خواهی نشوی رسوا،همرنگ جماعت شو" !! را به شما گوشزد میکرده است،پس شما شرایط و محیطی فرهنگی را تجربه کرده اید که دربازه ای از عمر شما مستمرا گزاره ای غلط را به خوردتان میداده و در نوجوانی و جوانی امکان آن وجود داشته که برطبق همین گزاره ها، از حق گویی پرهیز کرده باشید و این یک ضعف است.
کی تیمار شویم؟
چگونه میتوان این ضعف ها را درمان کرد؟ این سوالی است که شخص نویسنده در قبال ضعف های تربیتی اش از خود پرسید و به پاسخ جالبی دست یافت : این یک سنت است که هر ضعف تربیتی نیاز به پاد زهر دارد.شاید اگر بخواهیم تعبیر دینی درباره این مصداقمان(ترس از ورود به دنیای سیاست) داشته باشیم به این حدیث حضرت امیر(ع) میتوان دست انداخت که " از هرچه میترسی، خود را درونش بینداز "
برای مثال اگر شما عادت کرده اید که راننده ای 200 تومان بقیه پول کرایه تان را بدون معذوریت به شما ندهد و شما سکوت کرده اید،باید به خودتان این جسارت را بدهید که در صورت تکرار به راننده معترض شده و حق خود را پس بگیرید. این جسارت همان پادزهر ضعف و یا ترس در حق طلبی شماست.جالب آنکه سنت آنست که اگر بار اول جسارت کردید برای دفعات بعدی هیچ ترسی نخواهید داشت و یا حداقل ترس به شما دست میدهد.
گفتیم که این «جسارت» همان واکسن و پادزهر «ترس» است. (این مثال از آن جهت قابل بررسی بود که در واقع بعضی ها از ستاندن حق خود ابا میکنند و به نوعی ترس و رودربایستی دارند.البته لازم بذکر است که ما مقام ایثار را بالاتر از مقام حق طلبی شخصی میدانیم و منظور، آن دست حق طلبی است که در مقابل ظلم است.)
چرا فرهنگ سیاسی غلط خطرناک است؟
اما این توضیحات را برای درمان ضعفی گفته ایم که شاید اثرگذار ترین ضعف های تاریخ است که گریبان جوامع انسانی و مسلمان را گرفته است و آن    نداشتن تحلیل سیاسی ناشی از کناره گیری از سیاست است.
ضعف بزرگ توده ای از مردم که در قشر دانشجو نیز کم نیستند،همان توده ای که اصطلاحا آن ها را "قشر خاکستری" و یا "حزب باد" میخوانند «نداشتن تحلیل سیاسی از خود» است.چرا "از خود" را عنوان کردیم؟ بدلیل آنکه خیلی ها هستند که تحلیل سیاسی دارند و جز قشر خاکستری و حزب باد محسوب نمیشوند اما چون بدون اندیشه کردن و حق طلبی و یا داشتن حجتی عاقلانه برای استقراض فکری شان،اعتقاد و تعصبی یک طرفه پیدا کردند، پس آن ها هم دچار این بیماری اند.
به عقیده ما ، دانشجوی امروز ایران، نه تنها موذن جامعه خود، نه تنها موذن هم کیشان خود بلکه باید موذن انسانیت باشد.لکن امان از ضعف هایی که ما را از این جایگاهمان دور کرده است. امان از خوددرگیری ها و بدخلقی هایی که ما را بچگانه غل و زنجیر میکند. اما دانشجوی واقع بین، هیچگاه آرمان های خود را فراموش نمیکند. دانشجوی امیدوار به دنبال تدبیر و اصلاح است. دانشجوی جوان اگر چه آرمانگراست اما دلیلی نیست که بخواهد در شناخت اصل  آرمان ها کوتاهی کند،در شناخت چگونگی تدبیر صحیح  و اصل اصلاح دچار اشتباه شود، و اگر شد، به اتکای خلوص اراده اش باز هم مصلح و مدبر میشود.
به لطف خدا و با شواهدی که در مقالات ارائه خواهیم داد نشان میدهیم که انقلاب اسلامی ایران، ذاتا پادزهر وطنی بسیاری از بیماری های فرهنگی ملت ایران بوده است که غفلت از آن ذات باعث شده هم اکنون نیز شاهد تلفات باشیم  و
معارف همین انقلاب است که چرایی و چگونگی کسب تحلیل سیاسی برای هر شهروند را آموزش میدهد.



  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۴/۱۰/۲۱
  • ۱۲۸ نمایش
  • مصطفی عیوضی

مقالات دانشجویی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی