وَلِلَّـهِ جُنُود

طوفان که آمد،ناخدا زمزمه کرد: هُوَ الَّذِی... پس تا ساحل ذکرمان همین است؛

وَلِلَّـهِ جُنُود

طوفان که آمد،ناخدا زمزمه کرد: هُوَ الَّذِی... پس تا ساحل ذکرمان همین است؛

مصطفی عیوضی- دانشجوی مهندسی برق دانشگاه تهران/ فعال در بسیج دانشجویی و حوزه رسانه
«تلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ»

واقعیتِ آرمان
شهریور سال 60 ، یعنی مدتی پس از شهادت جمع کثیر و ستون گونه ای از متفکران و مجریان انقلاب اسلامی، برخی سران منافقین دستگیر میشوند.سوم مهر ماه قرار تجمع میگذارند که پا نمیگیرد...خیلی هاشان دانشجویند.خیابان های محوری آن روز های تهرانِ انقلابی و برخی شهر ها در پنجم مهر غلغله میشود،یعنی 5 روز مانده به انتخابات. 10:30 صبح، انقلابیونِ مسلمانِ مجاهدِ برای مردم! بیرون ریختند، اما صدای شعار هایشان عجیب است: گلوله ها،وزیر شعار منافقین در تهران و گرگان و همدان و ... شده اند. به واحدهای عملیاتی دستور داده شده بود که: «هرکس به هر شکل خواست جلوی تظاهرات را بگیرد، به رگبار ببندید و حتی این‌که از چه موضعی از تظاهرات جلوگیری می‌کند، فرقی ندارد... اگر نیروهای عملیاتی بتوانند از این تظاهرات، ۲ ساعت حفاظت بکنند، کار تمام است و نیروهای مردمی به ما می‌پیوندند و آتش زیرخاکستر، شعله‌ور می‌شود.» ذکر لبانشان مردم بود.منکر ندارد.
*****
سال 1336 شهر دامغان شاهد ولادت کودکی بود که «مهدی» نام گرفت، تا هدایتگر خیل عظیمی از جوانان و نوجوانان این سرزمین باشد. دیری نپایید که خانواده اش عزم تهران کرده و در محله جنوب شهر، زندگی را آغاز نمودند.گذشت لحظات، فرصت هایی طلایی بود تا او کتاب های بیشتری را مطالعه کرده و مشتری ثابت کتابخانه محله و مدرسه گردد، تا جایی که قبل از پایان مقطع دبیرستان، کتب مذهبی بسیاری را خوانده بود. #مطالعه_مستمر
حُسن خلق مهدی، او را چهره ای محبوب و مورد احترام در میان اقوام و آشنایان نموده است. از دوران کودکی، کمک به اقشار محروم و مستضعف را آغاز کرد و حتی در دوران دانشجویی اش نیز معلمی و تدریس خصوصی خانه های بالای شهر با پول های هنگفت را رها نمود و پس از پیگیری های مکرر، آرزوی دیرینه اش که معلمی در مدارس جنوب شهر بود تحقق یافت. دیری نپایید که دانش آموزان از هر طیف و سلیقه سیاسی و عقیدتی، شیفته مرام و مسلک آن بنده پاک الهی گردیدند و از دامن آلوده گروهک های منافق و منحرف رسته و به جبهه خط امامی ها پیوستند. بنده ای که تا پاسی از شب به تجهد و راز و نیاز با معبود خویش مشغول بوده و بسیاری از روزها را نیز روزه می داشت. #مسلک_انقلابی
سال 1354 و قبولی مهدی در رشته مهندسی راه و ساختمان( عمران امروز)، نقطه عطفی گردید در جنبش دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه تهران؛

شور و نشاط توأم با تدبیر و شجاعت مهدی، بسیاری از دانشجویان را حرکتی اسلامی بخشید بویژه آنکه به انتخاب دانشجویان، او نماینده کلاس گردیده و در کنار مسئولیت هایی همچون اداره کتابخانه اسلامی دانشکده و عضویت در شورای مرکزی دانشجویان، شاگرد ممتاز دانشکده بود. فعالیت های صنفی - سیاسی اش، وابستگان رژیم منحوس پهلوی را به زحمت انداخته و همواره تحت تعقیب ساواک بود. بویژه آنکه در دورانی که خواندن نماز از سوی رژیم، فعالیت سیاسی محسوب می شد؛ خیلی اوقات مهدی، پیش نماز مسجد دانشگاه بود. ابتکار او در برگزاری برنامه های کوهنوردی برای جدایی کامل جوانان از گروهک منافقین و انسجام آنها در فعالیت های مذهبی به ثمر نشست و اینگونه تظاهرات ها و راهپیمایی های گوناگونی را سازماندهی و اجرا کرد که در دوران انقلاب با پخش فیلم و اسلاید و دیگر کارهای تبلیغی در میان راهپیمایان بویژه روشنگری در مساجد تهران به اوج خود رسید تا جایی که پس از بازگشایی مجدد دانشگاه ها «سازمان دانشجویان مسلمان دانشکده فنی» را بوجود آورده و مهدی مسئول انتشار نشریه «هجرت» گردید. از طراحان و فعالان اصلی در برگزاری تجمعات دانشجویی و مردمی بوده و محور اصلی ساختن شعار و نیز فریادگر شعارها از حنجر انقلابی خویش بود.نقش روشن مهدی در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، نام او را نیز در زمره «فاتحان لانه» ثبت نمود و «نماینده دانشجویان پیرو خط امام(ره)» و «مسئول برگزاری گردهمایی جنبش های آزادی بخش جهان» در تهران گردید.بسیاری از اطلاعیه ها و بیانیه های جنبش دانشجویی را می نوشت و گاه با کلام قرّاء خویش در اجتماعات مردمی بویژه نماز جمعه تهران قرائت می نمود. مهدی در مقابل دشمنان، سرسخت و در مواجهه با دوستان بسیار مهربان بود. هیچ یک از گروه های منحرف، حریف مباحثه و مناظره با او نبودند و در مقابل تمام نحله های فکری، پیروزمندانه غالب می گردید.پیرامون تمام وقایع و اتفاقات روز قلمرانی می کرد و از تحلیل های عمیق سیاسی تا مقالات طنز و فکاهی را بسیار بلیغ و فصیح می نگاشت و در روزنامه ها و نشریات چاپ می نمود. در تمامی حوزه های بین المللی و داخلی مواضعی صریح و شفاف اتخاذ کرده و فرمانده پیروز جنگ نرم در مقابله با امپریالیسم، لیبرالیسم و پیاده نظام استکبار و صهیونیسم در داخل کشورمان بویژه روشنگری نسبت به جنایات فرقه منحرف منافقین بود و سدی آهنین در برابر سلطه فرهنگی و سیاسی استکبار جهانی بوده و هیچ امتیازی را برای جریانات روشنفکری قائل نبود و در این راه، جز چند ساعتی در شبانه روز استراحت نمی کرد. مقالات و تحلیل های این شهید بزرگوار با نام مستعار «م . فنی» به چاپ می رسید و برای همگان معما شده بود که «م . فنی» با این نوشته های تند و تیز چه کسی است؟!      #بسیجی_تراز_انقلاب_اسلامی
*****
وقتی بحث ساماندهی مناطق مختلف جهادسازندگی مطرح شد، یکی از حساس ترین بخش ها «امور استانها» بود که بایستی در هر استانی، شورا و تشکیلاتی را برای جهاد ایجاد می کرد و به همین خاطر، زحمات زیادی داشت که مهدی مسئول یکی از پنج قسمت این مجموعه بوده و کارهای آن مناطق را پیگیری می کرد.
شهید رجب بیگی نشریه داخلی جهاد را شامل اخبار محرمانه و تحلیل های سیاسی برای بصیرت بخشی کلیه اعضای شاغل و افتخاری جهاد، منتشر می نمود که نهایتاً منجر به تشکیل دفتر سیاسی جهاد گردیده و مهدی عضو شورای چهار نفره این دفتر و مدتی نیز مسئول دفتر سیاسی بود.
پنجم مهر، با مشاهده شلوغی های غیرطبیعی خیابان که از ساختمان جهاد در خیابان قدس شاهد آن بود، عزم خانه نموده و سلاح کمری خود را برداشت تا عازم مبارزه گردد. مهدی قیام و جهاد را تنها در حوزه فرهنگ و هنر نمی دانست بلکه مجاهدی بود که در لبیک به ندای ولیّ زمان، مقابل گلوله های خصم هم می ایستاد و در کارزار مبارزه مسلحانه نیز حضوری فعال داشت.
از آنجایی که سران منافقین نیز همچون فعالان مذهبی آن دوران، غالباً از دانشجویان بودند و مهدی نیز بارها و بارها در نشریات مختلف علیه منافقین، مطالب و تحلیل های متقنی نوشته بود، در مسیر برگشت شناسایی می شود و توسط منافقین کوردل به درجه رفیع شهادت نایل می گردد و در بهشت زهرا(س) (قطعه 24 ردیف 97 شماره 4) حیات طیبه اخروی خود را آغاز می نماید تا مزار پاکش در دنیای ما جا ماندگان، زیارتگاه شاگردان و همرزمانش گردد. #مبارزه_بدون_چارچوب
*****
حرف خودمانی
زندگینامه شهید مهدی رجب بیگی را که مطالعه کردم،مقالاتش را تورقی و در جملات قصارش که تامل کردم به کلید واژه هایی برخوردم که نقشی در ذهنم ساخت.نمیدانم این تابلو های عکس را جدیدا دیده اید؟ همانهایی که از یک طرف نگاه کنی حضرت امام(ره) و از طرف دیگر که تماشا کنی حضرت آقا را میبینی...تصویری که در ذهنم تداعی شد،نگاهش که میکردم، امام(ره) و مهدی رجب بیگی را با هم میدیدم.
خط ولایت امام(ره) که نخ تسبیح اجرای  ولایة الله در جامعه بود،دغدغه اش را شکل میداد.مهمترین دارایی انسان ها حیاتشان و عملکرد در آن حیات است؛ شهید بزرگوار،مهدی رجب بیگی،داراییش را همه صرف حضرت امام(ره) کرد.
خُلقش، نوع نگاه عمیقش، مجاهدت درونی اش-که نمود کرد- و در واقع، بنده ی حق بودنش در قرن 20، همه و همه درس است.در ادامه چند جمله قصار از او آورده ام:
#نگاه_پخته
مبارزه با آمریکا، به عنوان عاملی که سد راه انسانیت می باشد، گامی است در جهت رشد و تکامل انسان ها و وسیله ای است برای نیل به آرمان های والای اسلامی.
#زمان_شناسی
امر امام مان، کار امت مان، مهر ملت مان، شعر قیام مان، سرّ جهادمان، شور حیات مان و شعار پیکارمان یکی است: «وحدت»

#میرویم_ تا_خط_امام_بماند              #خط_ولایت           #حیات_طیبه
می رویم تا خط امام بماند. خطی که سرانجام شوم امپریالیسم و سلطه گران اجنبی را هم اکنون بر قله عالم نمایان ساخته و دژ مستحکم توحید را در دوردستهای هر ستمکده برپا خواهد داشت.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۴/۱۰/۲۱
  • ۱۱۸ نمایش
  • مصطفی عیوضی

مقالات دانشجویی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی